موازین قضائی

استناد به مواد قانونی در صدور رأی مربوط به آدم‌ربایی و ارتکاب عمل منافی عفت

نوع رأی: جزایی
موضوع رأی: آدم‌ربایی، ارتکاب عمل منافی عفت
سال صدور رأی: 1379
استان محل صدور: سمنان
شهر محل صدور: سمنان
شعبه صادرکننده: شعبه دوم
قاضی صادرکننده: محمدکاظم ثامنی
سمت قاضی در زمان صدور رأی: رئیس شعبه دادگاه
نکات آموزشی رأی: تبیین و تشریح واقعه منتهی به آدم‌ربایی،‌آشکارسازی، ضرورت حساسیت روابط خانوادگی خویشاوندان و نقش آنها در ایجاد زمینه‌جرم، استدلال و استناد رأی به مواد قانونی.
رأی مربوط به آدم‌ربایی در سمنان
شماره دادنامه: 1377 مورخ 29 دی 1379
کلاسه پرونده: 2/1334/79 ک
مرجع رسیدگی: شعبه دوم دادگاه عمومی سمنان
شاکی: خانم (س-الف)، فرزند (ع) ‌
متهم: آقای (م-غ)، فرزند (الف) به وکالت (م-ف)
موضوع اتهام: آدم ربایی، ارتکاب عمل منافی عفت و غیره
گــردش‌کــار: شـاکـی در تـاریـخ 21 آبـان 1379 شکایتی علیه متهم به محاکم عمومی سمنان تسلیم کرده که به این شعبه ارجاع و به کلاسه مـرقـوم ثـبـت گـردیـد. پـس از جری تشریفات قانونی و دفتری و اقدامات لازم سرانجام در تاریخ 29 دی 1379 در وقت مقرر دادگاه به تصدی امضاکنندگان زیر تشکیل شد و پس از بررسی محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رأی می‌نماید.
رأی دادگاه
درخصوص اتهام آقای (م-غ)، فرزند (الف) 35 ساله، متاهل، شغل صافکاری اتومبیل، اهل و مقیم سرخه دایر بر 1- آدم ربایی با وسیله نقلیه نسبت به خانم (س-الف)، 16 ساله به قصد تجاوز به مشارالیها، 2- ارتکاب عمل منافی عفت غیر از زنا و به عنف نسبت به نامبرده، 3- تهدید به قتل، 4- ایراد ضرب عمدی، 5- تهمت زدن (نسبت عمل خلاف دادن.) سه مورد اخیر نـسـبــت بـه خـانـم (س-الـف) است، بدین توضیح که خانم مـوصـوف،خـواهـرزاده هـمـسـر متهم است و به لحاظ مریض بودن خاله‌اش (همسر متهم) چند روزی در منزل خاله‌اش (منزل متهم) سکونت داشته و گاهی اوقات متهم که دارای اتومبیل ژیان است، مشارالیها را به قصد تعلیم رانندگی با وسیله نقلیه خود و معمولاً بعدازظهرها از منزل خارج و تا پاسی از شب در جاده‌های اطراف سرخه و روستاهای دور و نزدیک ظاهراً به تعلیم رانندگی می‌پرداختند که سرانجام در یکی از روزها متهم، مشارالیها را حدود وقت اذان مغرب از منزل خارج می‌کند و شاکی چنین شرح داده است:<آن‌روز عصر شوهرخاله‌ام به‌نام (م-غ)،پیشنهاد داد تا برای خوردن ساندویچ و خرید برنج بیرون برویم. خاله‌ام طبق معمول نیامد. از من خواست تا با وی بروم. ابتدا مخالفت کردم؛ اما گفت بیا برویم تا رانندگی هم یادت بدهم. البته پیش‌تر هم با مـاشـیـنش به من رانندگی تعلیم داده بود. اصلاً فکر نمی‌کردم، در سر شوهرخاله‌ام چه می‌گذرد. من او را مثل پـدرم مـی‌دانـسـتم و با اصرار او رفتم. ابتدا به یک ساندویچی رفتیم و او یک چای خورد؛نمی‌دانم قهوه‌خانه بود یا ساندویچی. چیزی نخوردم. در مسیر شوهرخاله‌ام از من خواست تا رانندگی کنم و حدود ده دقیقه نیز این کار را کردم. به نزدیکی‌های خانه خاله‌ام که رسیدیم، شوهرخاله‌ام خواست تا بایستم. اول فکر کردم، چون سرپیچ است و فکر می‌کند نمی‌توان دور بزنم،می‌گوید. گفتم می‌توانم دور بزنم؛ اما گفت، بایست و من هم ایستادم. گفت پیش دوستم می‌خواهم، بروم. از او خواستم به خانه بروم ؛ اما وی اصرار کرد و گفت زیاد طول نمی‌کشد. ابتدا به در خانه دوستش به نام (ح) رفت که او نبود. احتمال داد، سرزمین کشاورزی‌اش باشد. از او خواستم تا من ‌را به خانه ببرد؛ اما گفت مگر به من اطمینان نداری،چرا می‌ترسی؟ سپس به سمت زمین کشاورزی رفتیم. دوستش آنجا هم نـبـود. بـهـانـه کـرد. گـفـت شاید به عروسی رفته، امشب باید او را پیدا کنم.خیلی ترسیده بودم. با ناراحتی از او خواستم تا مرا به خانه برگرداند و داد و فریاد کردم؛ اما شوهرخاله‌ام دور زد و برگشت. هوا تاریک شده بود، فکر کردم قصد برگشتن به خانه را دارد؛ ولی به بیراهه رفت. پرسیدم چرا به اینجا می‌روی؟ و)…( فرار کردم در رستوان- ت موضوع را گفتم. شماره تلفن خانه خاله‌ام را دادم و زنگ زدند. خاله‌ام به آنجا آمد. به پاسگاه زنگ زدیم. مأموران به محلی که ماشین بود،رفتند. چراغ‌های ماشین هنوز روشن بود؛ اما روشن نمی‌شد. البته ماشین را از بیابانی به سمت جاده آورده بود که بنزین ماشین تمام شده بود وآن را رها کرده بود.>
متهم در جلسات متعدد و در تمامی مراحل (تحقیقاتی، اخذ آخرین دفاع و رسیدگی در دادگاه) به صراحت به عمل ارتکابی خود به تمامی موارد اقرار و اعتراف نموده و اظهارات شاکی را در مورد تأیید قرار داده و قبول کرده بود.
سرانجام شاکی طی لایحه‌ای که ذیل شماره 1603 مورخ 10 دی 1379، ثبت دفتر دادگاه شده و توسط وکیل متهم به دادگاه ارائه شده، اعلام داشت:< این‌جانب (س-الف)، فرزند (ع) به عرض می‌رسانم که مدت 6 سال است، در خانه آقای (م-غ) که شوهرخاله بنده است،رفت‌وآمد داشته‌ و هرگز چنین اتفاقی نیفتاده بود. کوچک‌ترین حرفی به من نزده بود. آن روز هم بیست روز جهت تمرین رانندگی با او رفته بودم. اتفاقی پیش آمد که قصد سوئی نداشت و قصد ربودن من در کار نبود. به هر صورت به طور کلی از شکایت خود به دلیل فامیلی و خویشاوندی گذشت می‌کنم و تقاضای مختومه شدن پرونده را دارم.>
شاکی در جلسه رسیدگی دادگاه در تاریخ 25 دی 1379 ضمن تکرار گذشت خود از شکایتش علیه (م-غ) چنین شرح داده است:<چون این آقا فامیل بنده است؛یعنی شوهرخاله‌ام است، بنا به توصیه فامیل به خصوص عمویم که سرهنگ ارتش است، از شکایت خود گذشت می‌کنم. لازم می‌دانم این مطلب را هم اضافه کنم که تمامی حرف‌های گذشته خود را تأیید و دوباره تکرار می‌کنم؛ ولی به همان علت فامیلی و خویشاوندی، اعلام گذشت می‌کنم. این لایحه‌ای را هم که به موجب آن اعلام گذشت کرده‌ام، عمویم با خط خود نوشته و من را واداشته که امضا کنم. جملات و کلمات و انشای به کار گرفته شده، مربوط به عمویم است.>
متهم در جلسه رسیدگی دادگاه بیان داشته: <دفاعیاتم همان است که قبلاً گفته‌ام. این خانم فامیل من و خواهرزاده خانمم است.چون ماشین داشـتــم و هـمـســرم هــم رانـنــدگــی می‌داند، این خانم به منزل ما آمده بود تا همسرم به او تعلیم دهد؛ اما من، به او همیشه تا نیمه‌های شب بیرون از شهر سرخه در روستاهای اطراف برده و به نامبرده رانندگی یاد می‌دادم. حتی تا نیمه‌های شب در مغازه‌ام با هم تنها بودیم و این مسائل نبود. نمی‌دانم آن روز چه اتفاقی افتاد. بنزین ماشینم تمام شد. قصد ربودن او را نداشتم… ‌
دادگاه بنا به مراتب مذکور در مورد اتهامات ردیف سوم، چهارم و پنجم با توجه به اعلام گذشت شاکی و قابل گذشت بودن موضوع، با استناد به بند 2 ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب و ماده 727 قانون مـجـازات اسـلامـی، قـرار مـوقـوف ماندن تعقیب متهم موصوف را صادر و اعلام می‌دارد؛ اما اتهام اول و دوم مشارالیه بنا به جمیع مندرجات پرونده،گزارش اولیه مأموران انتظامی،شکایت اولیه شاکی خصوصی و غیرقابل گذشت بودن جرایم ارتکابی مزبور، اقاریر صریح و بی‌شائبه متهم و سایر امارات و قراین موجود که با وسیله نقلیه و توسل به حیله و نیرنگ صورت گرفته است، نزد دادگاه محرز بوده و اعمالش به ترتیب منطبق است با مواد 621 و 637 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات.) بنابراین، دادگاه به استناد مواد مذکور در خصوص اتهام اول (آدم‌ربایی) هرچند عمل ارتکابی به وسیله نقلیه انجام شده و علاوه بر آن به مجنی‌علیها آسیب شدید حیثیتی وارد شده و قانون‌گذار مجازات قانونی چنین جرمی را در ماده621 استنادی حداکثر مجازات یعنی 15 سال حبس تعیین نموده است؛ اما به لحاظ فراهم بودن موجبات تخفیف مجازات و عدم ممنوعیت قانونی اعمال تخفیف مجازات در حدود قانون، با اعمال تخفیف مجازات بنا به اجازه حاصله از ماده 22 قانون مجازات اسلامی، به لحاظ اوضاع و احوال خاص تخفیف به خصوص بند یک مندرج در ماده قانونی مزبور (اعلام گذشت شاکی) متهم موصوف را به تحمل 7 سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و در مورد اتهام دوم در ارتکاب عمل منافی عفت غیر از زنا و به عنف مشارالیه را به تحمل 91 ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌کند. ‌
دادگاه درخصوص اتهام خانم (س-الف) مرتبط با اتهام دوم متهم ردیف اول نظر به این که عمل انجام شده خارج از اختیار و اراده وی بوده و با عنف و اکراه صورت پذیرفته، رأی بر برائت وی صادر و اعلام می‌شود.
رأی دادگاه حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در دیوان عالی کشور است.
محمدکاظم ثامنی
رئیس شعبه دوم دادگاه عمومی (جزایی) سمنان

نوشته های مشابه

بستن