موازین قضائی

تحلیل شکلی و ماهوی یک دادنامه

رأی دادگاه

درخصوص اتهام آقای طهمورث … فرزند … 36 ساله، کارشناس حقوق، اهل بندرانزلی، ساکن شهرک …، مسلمان، ایرانی، متأهل، آزاد به قید معرفی کفیل

2- نادیا …. فرزند … 34 ساله، خانه‌دار، اهل و ساکن رضوانشهر …، منزل پدری، مسلمان، متأهل، آزاد به قید معرفی کفیل.

 ‌اتـهـام هر2 متهم مذکور مبنی بر داشتن رابطه نامشروع با همدیگر دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و شکایت شوهر متهم ردیف دوم و تحقیقات به عمل آمده محسوس و غیرمحسوس از وضعیت اخلاقی متهمان در محل توسط مدیر اطلاعات نیروی انتظامی رضوانشهر در صفحات 12 و 13 پرونده، گواهی گواهان در مرحله تحقیقات در دادسرا و به‌خصوص شهادت همسر متهم ردیف اول خانم فهیمه … در صفحه 25 پرونده با این قید که ابتدا مـتـهــم خــانــم خــوبــی بــود، کــم‌کــم احـســاس کـردم کـه دلبسته(شوهرم) شده است و … و شهادت برادر متهمه، کامبیز … در صفحه 22 پرونده و شهادت علیرضا … در صفحه 56 پرونده و تحقیقات به عمل آمده از همسایگان ….. در محل استشهادیه مورخ 29 خرداد 1384 و پرینت تلفن مکالمات متهم ردیف اول منزل پدری و … رفته و مجدد مکالمات تلفنی را از منزل پدرش ادامه داده تا حدی که علاوه بر روز در ساعات یک تا 5/4 بامداد ساعات غیرمتعارف مکالمه در تاریخ‌های 18 و 2 فروردین 1384 و 24 فروردین 1384 از ردیف 90 تا 94 و 120 تا 127 پرینت پیوستی که تنها مکالمه متهم ردیف اول با متهمه ردیف دوم در ساعات غیرمتعارف را می‌رساند و مکالمات در سایر ایام با فاصله زمانی کوتاه به دفعات که غیرقابل شمارش می‌‌باشد و خارج از حد روابط سالم را می‌رساند و نوار کاستی پیوستی که مؤید قرار گذاشتن متهمان در خارج از منزل که توسط مرجع انتظامی در صفحه … استخراج و خارج نویسی کتبی شده است و کیفرخواست صادر شده از ناحیه دادسرای رضوانشهر و مدافعات غیرموجه متهمان در توجیه مکالمات و ارتباطات خودشان و سایر قراین و امارات موجود در پرونده اتهامشان محرز و مسلم است، از این رو دادگاه مستندا ً‌به ماده 637 قانون مجازات اسلامی هر کدام از متهمان ردیف اول و دوم را به لحاظ این‌که متأهل بوده و مرتکب رابطه نامشروع شده‌اند و جلوگیری از اشاعه فساد در جامعه اسلامی مستحق در تخفیف مجازات تشخیص نداده، به تحمل 99 ضربه شلاق متهم ردیف اول را با عنایت به این که عمداً باعث پاشیده شدن زندگی زناشویی دیگری گردیده است، به عنوان تتمیم حکم تعزیری به مدت 2 سال از زندگی در استان گیلان ممنوع می‌نماید.

رأی صادر شده حضوری محسوب و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان گیلان می‌‌باشد.

رئیس شعبه … دادگاه جزایی رضوانشهر

الف) از نظر ساختاری:

1- رأی صادر شده فاقد گردشکار می‌باشد. گردشکار معمولاً حاوی گزارش مختصری از سیر مراحل تشکیل پرونده و رسیدگی به آن بوده و اعلام ختم رسیدگی و دادرسی نیز در گردشکار به عمل می‌آید که از تکالیف قانونی دادگاه می‌‌باشد و در قوانین مورد تصریح قرار گرفته است.

مثل ماده 17 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب و ماده 212 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری

2-استفاده از لفظ آقا یا خانم در قید مشخصات طرفین در دادنامه یا صدور آن علاوه بر تعیین جــنــســیـــت آنــان مــوجــب رعــایــت حــق شــهـــرونـــدی و احــتـــرام و تـکــریــم ارباب‌رجوع خواهد شد.

3-در سـطـر چـهارم دادنامه عـبـارت <اتهام هر دو متهم مذکور> اضافه به نظر می‌رسد؛ چرا که در سطر اول دادنامه به کلمه <اتهام> اشاره شده و تکرار آن زاید به نظر می‌رسد.

4-مـحـتـویـات پـرونـده <بـه عـنـوان یـکـی از دلایـل محکومیت متهم ذکر شده است. مسلماً محتویات پرونده به طور اطلاق و فی‌نفسه دلیلی بر محکومیت کسی نیست و اشاره به دلایل و یا مصادیق قراین و امارات و مواردی که مستقیماً مربوط به وقوع بزه و توجه اتهام به متهم می‌باشد، مطلوب‌تر بوده و بدین‌ترتیب با پرهیز از کلی گویی استحکام آرای قضایی و امکان تجدیدنظرخواهی قانونی برای متهم و امکان ارزیابی دقیق‌تر آرای محاکم محفوظ خواهد بود.

5-شیوع موضوع مورد شکایت نیز یکی دیگر از دلایل محکومیت متهم شمرده شده است. آیا شیوع موضوعی می‌تواند فی نفسه دلیل محکومیت فردی باشد؟ این شیوع شامل چه چیزی و چه امری می‌باشد؟ 

همین‌طور به استشهادیه محل نیز به عنوان دلیل محکومیت اشاره شده، در حالی که استشهادیه محل نیز فـی‌نـفـسـه نـمی‌تواند دلیل محکومیت محسوب گردد. استشهاد از باب استفعال بوده و به معنای طلب شهادت می‌باشد و معمولاً در خصوص موضوعاتی استشهادیه تهیه می‌شود که اهل محل شاهد به آن موضوع باشند. آیا رابطه نامشروع متهمان در حضور اهالی محل اتفاق افتاده است؟ اگر چنین باشد اخذ شهادت شهود در دادسرا یا دادگاه موجه‌تر و قانونی‌تر خواهد بود و اگر چنین نباشد استناد به آن ناموجه خواهد بود.

6-عـبـارت <و در نتیجه اختلاف حاصله پس از مشخص شدن رابطه و اختلاف به منزل پدری … رفته …> چندان گویا و واضح نیست.

7-عبارت سطر آخر صفحه اول دادنامه عبارتی حقوقی نیست و معلوم نیست که منظور از قرار گذاشتن متهمان در خارج از منزل مؤید و مثبت چه امری است؟ اگر به جای آن از عبارتی مثل ارتباط حضوری متهمان در خارج از منزل و … استفاده می‌شد، بهتر بود.

8-در سطر آخر دادنامه در صفحه اول به مرجع انتظامی اشاره شده؛ اما مشخصات این مرجع به تصریح ذکر نشده و نحوه تحصیل نوار کاست و مجوز آن نیز مشخص نمی‌باشد.

9-تمامی مجازات‌ها اهدافی را در پی داشته و دنبال می‌کنند؛ اما ذکر این اهداف در رأی صادر شده ضروری نمی‌باشد. در رأی صـادر شده به جلوگیری از اشاعه فساد در جامعه اسلامی اشاره شده که در موقعیت ذکر آن در دادنامه لازم به نظر نمی‌رسد.

همچنین ذکر عدم استحقاق تخفیف مجازات هم لازم به نظر نمی‌رسد. اگر مرجع قضایی رعایت کیفیات مخففه را لازم بداند با ذکر جهات قانونی تخفیف به اعمال آن خواهد پرداخت و اگر جهات قانونی برای تخفیف موجود نباشد و نیازی هم به تخفیف نباشد، ذکر عدم استحقاق تخفیف زاید به نظر می‌رسد.

10-در سطور پایانی دادنامه نیز عبارت …< عمداً باعث پاشیده شدن زندگی زناشویی شده> ذکر گردیده که این عبارت نیز اصطلاح و عبارت حقوقی نمی‌باشد. پاشیده شدن یعنی چه؟ به کجا پاشیده شده است؟ اگر به جای این عبارات از عبارات حقوقی‌تر استفاده شود، بهتر خواهد بود.

11- مقام قضایی در رأی صادر شده به مستند قانونی در تعیین مجازات تتمیمی اشاره‌ای نشده است. ذکر استناد قانونی در تعیین مجازات‌ها هم تکلیفی قانونی است و هم بر استحکام آرای قضایی خواهد افزود.

12- مقام قضایی می‌تواند به استناد قانون شخصی را از اقامت در محل خاصی ممنوع نماید؛ ولی حسب ظاهر نمی‌تواند او را از زندگی کردن ممنوع نماید. متهم پرونده از زندگی در استان گیلان ممنوع شده و این امر بر خلاف مقررات به نظر می‌رسد. 

مفاد مواد 19 و 20 قانون مجازات اسلامی مؤید این نظر است و حتی به نظر نگارنده ممنوعیت از اقامت در محل معین شامل تردد و انجام کارهای عادی و عبور از منطقه ممنوعه نمی‌گردد و تمامی این موارد جزو زندگی فرد محسوب می‌شود؛هرچند که نظر دادگاه ممنوعیت از اقامت بوده است و اصطلاحی که به کار رفته، مناسب به نظر نمی‌رسد.

ب) از نظر محتوایی:

1- گواهی گواهان در مرحله تحقیقات، تحقیقات اطلاعات نیروی انتظامی و … به عنوان دلایل محکومیت متهم در دادنامه ذکر شده‌اند؛ اما به محتوای هیچ یک از آنها اشاره‌ای نشده است. در جهت استحکام آرای قضایی و فراهم نمودن امکان دفاع قانونی برای محکوم‌علیه بهتر است به محتوای دلایل در دادنامه – هرچند به اختصار- اشاره گردد تا علاوه بر استناد و استدلال کافی امکان ارزیابی دقیق تر آرا نیز فراهم گردد.

2- شاهد کسی است که خود موضوع خاصی را دیده و مشاهده نموده باشد. در دادنامه صادر شده به شهادت همسر متهم ردیف اول و شهادت برادر متهمه و همچنین به شهادت شخصی به نام علیرضا- ن اشاره شده است.

 ‌آیا به راستی این اشخاص خود شاهد وقوع بزه بوده‌اند یا صرفاً از وقوع بزه اطلاع داشته‌اند و مطلع محسوب می‌شده‌اند؟ اگر چنین مواردی از هم تفکیک شود، ترتب آثار قانونی به هر یک از آنها سهل‌تر بوده و اگر به محتوای گواهی نیز به طور مختصر و مفید اشاره گردد، به استحکام آرای قضایی خواهد افزود.

3- با توجه به نحوه نگارش ماده 637 قانون مجازات اسلامی و ذکر عبارت <از قبیل تقبیل یا مضاجعه و نظر غالب در دکترین حقوقی و قضایی به نظر می‌رسد که ارتباط نامشروع اگر به صورت فعل مثبت خارجی و عمل فیزیکی باشد، می‌تواند مشمول این ماده گردد، در هر حال در رأی صادر شده به نحوه ارتباط نامشروع و مصداق عمل طرفین اشاره‌ای نشده است.

4- در رأی صادر شده به طور جزئی به اقدامات و تحقیقات دادسرا اشاره شده که با توجه به نحوه برخورد اکثریت دادگاه‌ها با دادسراها قابل تقدیر می‌باشد.تحلیل  مذکور بر اساس فراخوان نشریه <مأوی> انجام گرفته و قسد جسارت به هیچ شخص و مقامی وجود ندارد. نگارنده با احترام و ارادتی که به تمامی همکاران محترم قضایی و اداری خود دارد، تحلیل مذکور را صرفاً در راستای انجام وظیفه و ارتقای فرهنگ نقدپذیری و نیز افزایش تحلیل‌های علمی و ارتقای کیفی آرای قضایی انجام داده و امید دارد اشکالات و ایرادهای پرشمار آن به دیده اغماض نگریسته شود.

یوسف مجتهدی، بازپرس دادسرای شهرستان ایجرود زنجان و مدرس دانشگاه
 

نوشته های مشابه

بستن