قاضی چگونه وارث حقیقی را شناخت
نویسنده: یوسف زاده، مهدی ( ترجمه از فرانسه )
در یکی از قرون گذشته تاجری را اجل گریبان گرفت و بسوی عالم دیگرش برد چیزی که از او باقی ماند یک پسر و ثروت بی پایان.
از آنجا که پسر مدتها در کشورهای بیگانه بسر بده و هنگام فوت پدر نیز حضور نداشت، اهالی قیافهء او را فراموش کرده و اگر او را می دیدند نمی شناختند.
زمانی نگذشت که سه جوان وارد شهر شدند و هرکدام خود را وارث منحصر بفرد متوفی معرفی نمودند.حل این قضیه به محکمه ارجاع شد.
قاضی برای تشخیص و تعیین وارث حقیقی تدبیری بکار برد. باین ترتیب که عکس متوفی را بگوشه ای نصب کرد. آنگاه کمانی آماده ساخت. سپس آن جوانان را مخاطب قرار داد که هرکس با یک تیر قلب متوفی را نشانه سازد وارث حقیقی او خواهد بود.
اولی کمان برگرفت هدف را با یک تیر سوراخ نمود. دومی نیز همچنان کامیاب شد.
نوبت بجوان سوم رسید. او نیز کمان بدست گرفت ولی قلبش طپید دستش لرزید و سرشک از دیده اش جاری شد کمان به یک سو پرتاب کرد و با صدای لرزان گفت: حاضرم از ارث پدر محروم شوم ولی سنیهء پدر ندرم. ثروتی که با خون قلب پدر بدست من آید هرگز آرزوی آن نکنم.
قاضی با این تدبیر توانست وارث حقیقی را تعیین کند.
« مجله مجموعه حقوقی » 31 مرداد 1322 - شماره 259
- ذکر منبع و نام سایت در استفاده از مطالب الزامی است.