موازین قضائی

وکیل بر سر دو راهی حق و تکلیف

گفتگوی تلفنی ندافرامرزیان با دکتر بهروز تقی خانی؛

مدتی بود خاطرات شیرین سالهای پیشین ،گفتگوهای شیرین و چالشی … ذهنم را به خود مشغول می کرد و از طرفی سوالی در ذهنم پرسه می زد که جوابش در هاله ای از ابهام پوشیده بود . دکتر بهروز تقی خانی گزینه مناسبی برای پاسخ به این سوال بود هم وکیل و حقوقدان ،هم دغدغه های ژورنالیستیش نگاه ما را به هم شبیه می کرد. اگر بدون سانسور بخواهم به واقعیتی اشاره کنم باید بگویم این سوال را دوست داشتم از افراد زیادی بپرسم اما نمی دانستم چقدر پاسخ به این سوال چالشی به مذاقشان خوش می آید . به هر روی این گفتگوی تلفنی شکل گرفت و دکتر بهروز تقی خانی پاسخ هایی دادند که متقاعد کننده بود . خواندن این گپ و گفت چالشی را به شما توصیه می کنم …

ندا فرامرزیان: سلام آقای دکتر بدون مقدمه می روم سر اصل مطلب موافقید؟

دکتر بهروز تقی خانی: بله بفرمایید

به نظر شما در حرفه وکالت چه کاری اخلاقی است و چه کاری غیر اخلاقی؟ اجازه بدهید سوالم را این طور مطرح بکنم. فرض بفرمائید خواهان به استناد سندی عادی علیه کسی اقامه دعوی می کند و دادخواستی به خواسته مطالبه طلب به دادگاه می دهد. وکیل خوانده به اصالت مستند یقین دارد و می داند خوانده آن را به خط و امضای خودش نوشته و به خواهان داده. همین طور یقین دارد خوانده طلب خواهان را پرداخته و دینی برعهده اش نیست. ولی خواهان ، سندی را که حالا مستند دعوی است به خوانده مسترد نکرده. البته دلیلی دال بر اثبات این واقعیت و نیز دلیلی دال بر برائت ذمه موکل اش ندارد. اما خواهان غفلت می کند و در جلسه اول دادرسی اصل مستند را به دادگاه نمی آورد.حالا وکیل خوانده چه بکند؟آیا به استناد ماده 96 قانون آئین دادرسی مدنی ، مستند خواهان را مورد انکار قرار بدهد؟یعنی به دروغ متوسل شود و بگوید مستند دعوی منتسب به موکلش نیست؟ یا ا ین که با پرهیز از دروغ گفتن، دعوای خواهان را بپذیرد و در نتیجه حکم، علیه موکلش صادر بشود؟سوالم دقیقا این است: اگر شما در فرضی که مطرح کردم وکیل خوانده دعوی بودید چه می کردید؟

دکتر بهروز تقی خانی: در نگاه اول ، اگر ملاک کار ما تکلیف گرائی کانت باشد، وکیل دادگستری هم مثل سایر افراد، موظف به راستی و درستی است و محکومیت یا عدم محکومیت موکل نباید در رعایت یا عدم رعایت این اصول ، اثر داشته باشد.
اما اگر پیرو نظریه اخلاقی نتیجه گرایان باشیم و بگوئیم؛ معیار اخلاقی بودن یا اخلاقی نبودن عمل هرکسی نتیجه ای است که از عمل او عاید می شود، ناچار باید بپذیریم، دروغ گفتن وکیل در مثال مفروض، فعل اخلاقی است و دروغ نگفتنش فعل غیر اخلاقی.

ندافرامرزیان: نظر شما چیست؟

دکتر بهروز تقی خانی: به نظر من الزام به راستی و درستی نخستین وظیفه وکیل دادگستری است. و البته اساسی ترین و مهم ترینش . حتی می شود گفت سایر وظایف وکیل دادگستری طفیل هستی «درستی و راستی اند».

ندا فرامرزیان: حتی مدافع از حق بودن را که طبق قسم نامه وکالت، مهم ترین و اساسی ترین وظیفه وکیل دادگستری است؟

دکتر بهروز تقی خانی: گفتم که وظایف وکیل دادگستری هر چه می خواهد باشد. راستی و درستی بر همه آنها مقدم است.

ندا فرامرزیان: اما وقتی به دنبال طرح سوال ، سایت های مختلف را جستجو می کردم ، دیدم آیت الله مکارم در پاسخ سوالی که از ایشان شده، مطلبی گفته اند که اگر اجازه بدهید سوال و جواب را – هر دو – بخوانم.از آیت اله پرسیده اند:سوال:« هرگاه شخص بدهی خود را پرداخته ، یا طلبکار آن را بخشیده باشد ولی پس از مدتی شکایت کند، آیا مدیون می تواند برای رهایی از ادعای آن شخص توریه نموده یا قسم بخورد که اصلا از او قرض نگرفته؟ایشان در جواب گفته اند:«در فرض سوال اگر راه ، منحصر به این باشد عیب ندارد».

• دکتر بهروز تقی خانی: خوب ایــن متنی که خواندید چــه ربطی بــه بحث مــا دارد؟

ندا فرامرزیان: ربطش این است که شما«رعایت راستی و درستی » را بر «احقاق حق » مقدم می دانید و به تعبیر خودتان احقاق حق ، طفیل هستی راستی و درستی است. ولی فقها برای احقاق حق حتی قسم و دروغ را جایز می دانند.

دکتر بهروز تقی خانی: ببینید در فرض سوال ، دعوای خواهان مستند به دلیل است و با بودن دلیل ، نوبت به خوانده نمی رسد که بخواهد راست یا دروغ قسم بخورد.
ثانیا بحث ما راجع به خوانده دعوی نیست. بحث ما راجع به وکیل خوانده دعوی است.
و انکار مستند خواهان ، آن هم…

 ندا فرامرزیان: بله حق با شما است. کمی از بحث دور شدیم. خواهش می کنم هر طور مصلحت می دانید بحث را ادامه بدهید.

دکتر بهروز تقی خانی: داشتم می گفتم، یا می خواستم بگویم: وکیل دادگستری نایب موکل نمی شود که از طرف او به قاضی دروغ بگوید و با زیر پاگذاشتن ارزش های اخلاقی ، درجست و جوی حق و عدالت باشد.
از این گذشته ، اگر وکیل دادگستری بخواهد به بهانه اقتضائات شغلی یا انجام وظیفه وکالتی و یا به بهانه های دیگر، خودش را از قلمرو ضوابط کلی اخلاق بیرون بداند و مثلا به دادگاه دروغ بگوید، حداقل پیش موکلش به عنوان یک آدم دروغگو دیگر هیچ ارج و قربی ندارد. و اگر موکل او همه وکلا را مثل وکیل خودش دروغگو بداند، در این صورت هیچ آبروئی برای هیچ وکیلی باقی نمی ماند.

ندا فرامرزیان: منظورتان این است که وکیل دادگستری به خاطر حفظ پرستیژ و موقعیت اجتماعی خودش یا برای حفظ پرستیژ و موقعیت اجتماعی وکلا باید حقوق موکلش را مراعات نکند و از حقی که ماده 96 قانون آئین دادرسی مدنی به موکلش داده چشم بپوشد؟

• دکتر بهروز تقی خانی: نه منظورم این نیست. منظورم این است که وکیل دادگستری در چارچوب راستی و درستی باید حافظ حقوق موکلش باشد. به این دلیل که اولا:« مرجع تشخیص حق» نه «خوانده دعوی» است و نه وکیل او،مرجعش قاضی دادگستری است که او هم البته باید طبق قانون و به روشی که قانون می گوید، حق را احراز کند. نه این که به بهانه احقاق حق و اجرای عدالت، قانون را زیر پا بگذارد و با استدلال های غیرموجه و بی ربط بخواهد معجزه اش را در تشخیص حق به رخ این و آن بکشد و در این وانفسا خودش را به عنوان پرچمدار عدالت جابزند.به عبارت دیگر: علم وکیل بر برائت ذمه موکلش ، دلیل بر برائت ذمه موکلش نیست و اگر جز این باشد، سنگ روی سنگ بند نمی شود. و شما می دانید و به کرات دیده اید که وکیل در دعوی، موکلش را ذیحق می داند، ولی حکم قطعی و نهایی بر محکومیت موکلش صادر می شود.این ها را گفتم که بگویم: یقین وکیل خوانده به این که موکلش طلب خواهان را پرداخته نه از نظر قضائی مثبت برائت ذمه موکلش است ونه از نظر اخلاقی، مجوز برای دروغگویی او.مضافا براین که وکیل دادگستری هنگام اخذ پروانه وکالت می گوید: «قسممی خورم که راستی و درستی را رویه خود قرار داده و مدافع از حق باشم» یعنی این که هیچگاه با هیچ عذری از راه راست و از طریق ثواب منحرف نشود و حق را فدای امیال فسانی اش نکند.

• ندا فرامرزیان: اما در فرضی که «حق» با خوانده دعوی است، وکیل او، هم، قسم می خورد که مدافع از حق باشد و هم ، قسم می خورد که راستی و درستی را رویه خود قرار بدهد. در این فرض، راستی و درستی را مقدم باید داشت یا دفاع از حق را؟

دکتر بهروز تقی خانی: ببینید دادگاه پس از رسیدگی به دلایل طرفین حکمی صادر می کند و طی آن می گوید که حق با خواهان دعوی است یا خوانده دعوی . بنابراین قبل از رسیدگی قضائی و صدور حکم، من و شما یا خواهان و خوانده و یا وکلای آن ها ،هر نظری داشته باشیم یا داشته باشند، نظر قضائی نیست و نمی شود به استناد آن گفت کسی حق دارد یا ندارد. البته ممکن است قاضی دادگاه نظری بدهد که با واقع امر انطباق نداشته باشد. اما از نظر قضائی ، همان حکم قاضی است که صاحب حق را مشخص می کند اعم از این که ما با نظر قاضی موافق باشیم یا مخالف. این یک نکته.

ندا فرامرزیان: نکته دیگر آن که: من از سوال شما این طور می فهمم که گویا شما دفاع از حق را یک چیز می دانید و درستی و راستی را چیز دیگر. و فرض موردی را می کنید که بین دفاع از حق و « درستی و راستی» تضادی هست و می پرسید در چنین حالتی «دفاع از حق» مقدم است یا راستی و درستی؟

دکتر بهروز تقی خانی: بله و دقیقا. اما به نظر من بین «دفاع از حق » و «راستی و درستی» هیچ تضادی نیست. یکی به این دلیل که «حق» هم، به معنی صدق در مقابل دروغ است و هم، به معنی درست در مقابل باطل . و هم، به معانی دیگر که فعلا مورد بحث نیست. بنابراین در عبارت قسم نامه،«حق» می تواند تعبیر دیگری از راستی و درستی باشد.دلیل دیگرم این است که حرف «واو» در آغاز عبارت « ومدافع از حق باشم» به معنی « در نتیجه» «نتیجتا» «بنابراین»،« به این علت» ، «به این سبب» و مانند این هاست.
حافظ می گوید:
گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق
غماز بود اشک و عیان کرد راز من
یعنی اشک غماز بود، در نتیجه، راز مرا آشکار کرد.
سعدی می گوید:
گویند روی سرخ تو سعدی، چه زرد کرد؟
اکسیر عشق در مسم افتاد و زر شدم
یعنی اکسیر عشق در مسم افتاد در نتیجه، زر شدم.
یا باز از حافظ:
نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم؟ بازی ایام مرا غافل کرد
یعنی : در بازی شطرنج با کیش دادن شاه ، رخ را نزدی، در نتیجه ،فرصت از دست رفت.
حرف «واو» در عبارت قسم نامه که می گوید: راستی و درستی را رویه خود قرار دهم« و مدافع از حق باشم » دقیقا همین معنی را می دهد. یعنی : راستی و درستی را رویه خود قرار دهم در نتیجه
مدافع از حق باشم.

ندا فرامرزیان: فرمودید «حق» چند معنی دارد از جمله راست و درست . راست در مقابل دروغ و درست در مقابل باطل .در همین مورد ممکن است مثال بزنید که موضوع کمی روشن تر بشود.

 دکتر بهروز تقی خانی: ببینید راغب اصفهانی در کتاب «المفردات فی غریب القرآن» می گوید حق در اصل به معنی مطابقت و موافقت با واقع است. اگراین حرف درست باشد که هست ، معنی سخن حافظ در آن جا که می گوید:
حافظ ،ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
وربه حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
این است که با سخن درست خصم یا، با سخن او که مطابق و موافق با واقع است جدل نکنیم.وقتی هم می گوییم«فلانی حق مطلب را ادا کرد» یعنی : مطلب را مطابق و موافق با واقع ادا کرد یا به تعبیر دیگر مطلب را درست و تمام و کامل و بی کم و کاست ادا کرد.

ندا فرامرزیان: متشکرم. خیلی استفاده کردم.
دکتر بهروز تقی خانی:من هم ممنونم از شما.

منبع : هفته نامه مقش نو

نوشته های مشابه

بستن