موازین قضائی

عرایض انتلکتوئل

محمدرضا ستوده

امروز تصمیم دارم توضیحاتی در مورد بعضی از واژه های فارسی (عربی!) بدهم.چون در سال های اخیر معنی این واژه ها دستخوش تغییر و دگرگونی شده است.بدون فوت وقت می رویم سر اصل مطلب.

آشنایی با واژگان فارسی؛

حق:
حق مفهومی است که از قدیم الایام بر سر معنی کردن آن اختلاف بوده است.عده ای عقیده داشتند حق این است ولی عده ی دیگری عقیده داشتند حق آن است.مثلاً عده ای یارانه را حق می پنداشتند ولی عده ای آن را باطل و مصداق گداپروری!
البته همیشه دعوا بر سر این نبوده که چه چیزی حق است گاهی نزاع برسر این بوده که حق با چه کسی است.مثلاً یک گروه عقیده داشتند حق با بانوانی است که می خواهند ورودشان به ورزشگاه آزادی آزاد باشد و بازی والیبال را از نزدیک ببینند ولی عده ی اندکی عقیده داشتند که بانوان این حق ندارند و باید در منزل بنشینند برای شوهر غذا بپزند و از داخل آشپزخانه از طریق رادیو والیبال را گوش کنند چون مساله از نزدیک دیدن بانوان نیست بلکه کلاً نباید ببینند!
بعضی چیزهایی وجود دارند که عده ای از مردم در ابتدا تصور می کنند حق است ولی بعداً متوجه می شوند که نیست،مثل رییس جمهور پیشین !

ولی این متوجه شدن به قیمت هزاران میلیارد تومان اختلاس به دست می آید که به نظر اصلاً نمی صرفد و همان بهتر که آدم متوجه نشود و در جهل خود دست و پا بزند.ولی خب به برکت هزاران میلیارد تومان اختلاس نه تنها جانداران بلکه جمادات ایرانی نیز متوجه شدند و حتی فهمیدند! که حق هر چه باشد حداقل این نیست!
از بعد دیگر در همه کشورهای جهان مخصوصاً ایران،افراد به دو دسته تقسیم می شوند.دسته اول کسانی که معتقدند حق گرفتنی است و دسته دوم کسانی که می گویند حق دادنی است.دانشمندان تحقیقات زیادی درباره این مساله انجام داده اند اما هنوز به نتیجه دقیقی نرسیده اند.اما مسئولین و مقامات همه کشورهای جهان معتقدند؛حق دادنی است ولی نباید داد و مردم جهان سوم نیز نظرشان این است که حق گرفتنی است ولی نباید گرفت چون ارزشش را ندارد!
به این دلیل به ما گفتند جهان سوم چون آن کسی که اولین بار به ما گفت جهان سوم تا “سه” بیشتر بلد نبود بشمرد!

حقوق:
کلمه حقوق در زبان فارسی معانی گوناگونی دارد.که به طور کلی این معانی به دو دسته ی مادی و معنوی تقسیم می شوند.
در کشور ما حقوق مادی به شکل های مختلفی رد و بدل می شود.یک عده همیشه حقوق می دهند و عده ای دیگر همیشه حقوق می گیرند.مثل دولت و کارمندان دولت.دولت حقوق می دهد و کارمندان هم از خدا خواسته می گیرند.
در نوع دوم یک نهاد حقوق کسی را می دهد ولی آن طرف حقوقش را نمی گیرد مثل رییس دولت اصلاحات که حقوقش را از نهاد ریاست جمهوری نمی گرفت.
در نوع سوم یک کارخانه حقوق کارگران خود را نمی دهد و کارگران هم هر چه زور می زنند نمی توانند حقوق خود را بگیرند و از گرسنگی سوئ تغذیه می گیرند.لازم به ذکر است همچنان تحریمها هیچ تاثیری بر روی ما نداشته است!

وکیل:
وکیل در ظاهر یک معنا دارد و در باطن یک معنای دیگر! ما به معنای باطن آن کاری نداریم هر وقت خودتان یک وکیل گرفتید معنای باطن آن را متوجه می شوید.
اما وکیل در ظاهر یعنی؛کسی که تمام تلاش خود را می کند تا حق شما را که در حال پایمال شدن است از ظالمان بگیرد و در مقابل مبلغ بسیار کمی را از شما دریافت می کند تا به شما فشار نیاید و شما بتوانید به راحتی با استخدام یک وکیل حق خود را بگیرید.

ضمنا عده ای از وکلا آنقدر به کارشان تعهد دارند که اگر حق با شما هم نباشد حق شما را می گیرند و همه چیز به نفع شما می شود و خیلی حال می دهند هم به شما هم به خودشان !

حق الوکاله:
حق الوکاله اجرت اندکی است که وکلا یا آن را نمی گیرند یا مقدار کمی از آن را می گیرند.
بیش از این واژگان فارسی را معنی نمی کنم چون برای روزهای آینده واژه کم می آوریم!

منبع : هفنه نامه نقش نو شماره101

نوشته های مشابه

بستن