موازین قضائی

دارلتادیب!

بهروز الوکاله محکمه آبادی

آقای وکیل داماد می شود!

-خب پسرم از اینکه به خواستگاری دخترم آمده ای خیلی خوشحالم و امیدوارم خوشبخت شوید. منتها اول بهتر است بفرمائید شغل شریفتان چیست و چرا می خواهید با دخترم ازدواج کنید؟

-من کوچکتر از آن هستم که بتوانم به این سوال های سخت جواب بدهم، با این حال عرض کنم عجالتاً دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق هستم و آینده روشنی دارم.

-آینده را که بگذار در کوزه و آبش را بخور ، بفرما الان که دانشجوی حقوق هستی، چه قدر حقوق می‌گیری و آیا پولش را داری که در د وازه غار یا میدان شوش، یک اتاق برای دختر عزیزم اجاره کنی ، نیاوران و الهیه پیشکش!

-عرض کردم الان دانشجوی ارشد حقوق هستم و با 4 تا از همکلاسی هایم در یک اتاق 12متری اجاره ای زندگی می کنیم. خوشبختانه وضعمان هم بد نیست، ولی بعضی شب ها که می خوابیم، به دلیل کمبود جا گاهی انگشت شست پایمان توی سوراخ دماغ بغل دستی مان می رود. با این حال آینده روشنی داریم و می توانیم خیلی زود پولدار شویم.

– چطور ممکن است؟

– یک پرونده اختلاس و کلاهبرداری میلیاردی می گیریم ، همین که در دادگاه برنده شدیم ، با حق الوکاله آن یک آپارتمان بزرگ می خریم و کم کم پولدار می شویم و ظرف دو- سه سال پولمان از پارو بالا می رود و به سفرهای خارجی می رویم.

– ولی یک باجناقی من دارم که وکیل است ، اما هنوز قسط آپارتمان اش را می پردازد.

– وکیل با وکیل فرق دارد، شاید ایشان از آن وکلایی است که دوست ندارد پولدار شود یا دوست دارد، اما راه اش را نمی داند.

-به هر حال دانشجوی حقوقی که حقوق نگیرد، به درد دختر من نمی خورد. از کجا معلوم فردا که وکیل پولدار شدی و پاپیون و کراوات بستی، دختر مرا قبول داشته باشی و نگویی او به کلاس من نمی خورد!

– قول می دهم هرگز این حرف را بر زبان نیاورم و اگر خلاف آن را عمل کردم مطابق مواد 9851 تا 10621 از مصوبه شماره 390001 مورخه 10/09/1303 به شماره کلاسه 6382- الف قانون تشدید مجازات عهد شکنان و الحاقیه شماره 0093091 و آیین نامه ماده 100ق.م.ا و الحاقیات آن ، با بنده رفتار شود!

در مصائب وکیل بودن!

بعضی ها از عنوان جوانی – چنان که اُفتد و دانی- دوست دارند وکیل شوند و شب و روز هم درس می خوانند که وکیل شوند، اما وقتی وکیل شدند، از وکیل شدن خود خیلی پشیمان می شوند و آرزو می کنند که ایکاش وکیل نشده بودند! زیرا علاوه بر آن که وکالت دردسرهای خاص خودش را دارد، هر زن و شوهری که تصمیم می گیرند طلاق بگیرند و هر آشنا و فامیلی که در معامله ای سرشان کلاه رفته است و یا به دنبال انحصار وراثت هستند، بلافاصله به دنبال وکیل آشنای خود می روند و خواستار حل مشکلاتشان در اسرع وقت می شوند. کاری هم به این ندارند که آیا شرایط احقاق حق آنان وجود دارد یا نه؟ فراخوان وکلای آشنا و دوست و فامیل هم شب و روز نمی شناسد و می تواند از ساعت 5بامداد تا 2 بعد از نیمه شب، بی وقفه ادامه داشته باشد.

جلسه انجمن اولیاء و مربیان هم که می شود تمامی وکلا را در کنار همه پزشکان، در رده مرفهین بی درد قرار می دهند و انتظار دریافت کمک های داوطلبانه ! چند میلیون تومانی ازآنان را دارند. به قول شاعر ، شب عید است و یار از من چغندر پخته می خواهد، خیالش می رسد من گنج قارون زیر سر دارم، اگر چند نفری پزشک جراح قلب ، درآمدهای کلان دارند و یا برخی افراد، وکیلِ اختلاس کنندگان چند میلیارد تومانی می شوند، چه ربطی به پزشک عمومی درمانگاه های خیریه دارد و یا وکیلی که برای دریافت مهریه 10 سکه یک خانم، باید 10 ماه دوندگی کند و آخرش هم توسط تعدادی از بستگان شوهر آن خانم، چاقو بخورد!

منبع : هفته نامه نقش نو

نوشته های مشابه

بستن