موازین قضائی

ماجرای تلخ قتل یک زن و شوهر

مصطفی عباسی

ماجرایی که در اینجا نقل می شود ماجرای واقعی زن و شوهری است که با فاصله ۴۰ روز از یکدیگر به قتل می رسند آنچه بر دردناکی این جنایات می افزاید این است که ۷ فرزند کم سن و سال این زن و شوهر قتل پدر و مادر خویش را با چشمان خود نظاره گر بوده اند.

 مقدمه:

ماجرا مربوط به قتل زن و شوهر میان سالی است. که دارای ۷ فرزند کم سن و سال – که بزرگترین آنها پسری ۱۸ ساله است – بوده و در یکی از محلات شهر زندگی می کردند. شوهر(مرد خانواده) در امر خرید و فروش مواد مخدر فعالیت داشت به این خاطر حدود ۵ سال پیش به اتهام فروش مواد مخدر محکوم به پنج سال حبس می گردد. در مدت تحمل حبس به این نتیجه و جمع بندی می رسد که هیچکس جز همسرش نمی توانسته وی را به پلیس لو داده باشد. تا اینکه پس از سپری نمودن دوران محکومیت به منزل می آید و پس از حضور در منزل بلافاصله زن خود را با طناب به صندلی بسته و با زنجیر و مشت و لگد به جان زن خود می افتد و او را در مقابل چشمان فرزندان – که اکثراً صغیر هستند – مورد ضرب و جرح قرار می دهد و گریه و زاری و التماس بچه ها نیز نمی تواند شوهر را از کار خود باز دارد تا اینکه در اثر این کتک کاری شدید استخوان پای زن می شکند.

قتل اول (قتل شوهر):

یکی از پسران زن و شوهر فوق که ۱۵سال سن بیشتر ندارد، وقتی کتک خوردن مادر خود، توسط پدرش را با آن شدت و وضعیت می بیند، تصمیم به کشتن پدر خود می گیرد. برای این کار شب، قبل از خواب تعدادی قرص خواب آور را در آب حل کرده و به پدر خود که در اتاق خواب مجزایی می خوابیده، می دهد. نصفه شب پسر بعد از اطمینان از به خواب رفتن اعضای خانواده، بخصوص پدر خود، به داخل حیاط منزل رفته و از داخل جعبه عقب خودرو متعلق به پدرش که در حیاط پارک بوده، یک بطری 4 لیتری حاوی بنزین را برداشته و بدون سروصدا به داخل اتاق خواب پدر می رود و بنزین داخل بطری را بر روی تشک و رختخواب پدر خود و اطراف آن می ریزد و ریختن بنزین را تا درب اتاق خواب امتداد می دهد سپس با کبریت بنزین را آتش می زند، بعد سریعاً درب اتاق را از پشت قفل کرده و کلید را پرت می کند و بلافاصله به رختخواب خود می رود و خود را به خواب می زند. با وقوع آتش سوزی اعضای خانواده از خواب بیدار شده و شوهر(پدر خانواده) هم درحالیکه از تمام قسمتهای بدن شعله ور بوده با شکستن درب اتاق، بیرون آمده و خود را به حیاط منزل می رساند و در حیاط، شیر آب را باز کرده و بر روی خود آب می ریزد، سپس شوهر به بیمارستان منتقل و در همان روز در بیمارستان فوت می کند.

قتل دوم (قتل زن):

پس از فوت مرد خانواده(شوهر)، پرونده در دستور کار شعبه قتل قرار می گیرد تا اینکه پس از تحقیقات مفصل و دقیق مشخص می شود که آتش سوزی عمدی بوده و نهایتاً پسر ۱۵ساله خانواده، اقرار به قتل پدر خود با ذکر جزئیات می کند. علی رغم وجود دلایل و قرائن کافی بر ارتکاب قتل توسط پسر خانواده و اقاریر متعدد و منطبق با واقع وی، بستگان شوهر(برادران و برادرزاده های وی)، نتایج و تحقیقات پلیس و شعبه قتل بازپرسی را نپذیرفته و مدعی ارتکاب قتل توسط همسرمتوفی(زن) بودند و هیچ دلیلی هم برای اثبات ادعای خود ارائه نکردند. تا اینکه در چهلمین روز فوت شوهر، دو تن از برادرزاده های وی در حالیکه مسلح به سلاح جنگی کلاش بودند به منزل همسر متوفی و بچه های وی مراجعه و پس از ورود به منزل بلافاصله در حیاط منزل و در مقابل چشمان بچه های غالباً خردسال – که قبلاً مرگ پدر را به چشم دیده اند – با اسلحه و ضمن شلیک سه گلوله به ناحیه سر و سینه اقدام به قتل زن خانواده می کنند.

منبع : وبلاگ بازپرس

نوشته های مشابه

بستن