موازین قضائی

جنایت و حماقت

 مصطفی عباسی

 شرح واقعه قتل:

یک ماه قبل پسری به همراه خانواده خود به خواستگاری دختری می روند، پس از توافقات لازم با خانواده دختر و یک هفته پس از انجام خواستگاری دختر و پسر به عقد یکدیگر درآمده و بلافاصله مراسم عروسی برگزار می شود ـ البته با توجه به تحقیقات انجام شده قبل از خواستگاری دختر و پسر هیچگونه ارتباط و آشنایی با یکدیگر نداشته و آشنایی دو خانواده از طریق آشنایان بوده است ـ تا اینکه چند روز پیش دختر که از زمان عقد تا آن لحظه در منزل پدر خود سکونت داشته از ناحیه شکم احساس درد می کند به همین جهت به همراه خواهر خود به پزشک مراجعه می نماید، پزشک معالج پس از انجام سونوگرافی اعلام می کند وی حامله بوده و جنین نیز چهارماهه است. دختر از این جریان بسیار ناراحت و البته متعجب می شود. پس از مراجعت از مطب به منزل، پدر دختر جریان را جویا می شود خواهر دختر موضوع حاملگی و چهار ماهه بودن جنین را به پدر می گوید پدر هم در همان لحظه اسلحه مجوزدار خود را برداشته و به سوی دختر تیراندازی می کند، دختر در حین انتقال به بیمارستان فوت می کند، دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی و انجام کالبدگشایی صادر می شود با وصول شرح معاینه جسد و نظریه پزشکی قانونی چیزی که باعث تعجب و صد البته ناراحتی بود اینکه در معاینه و کالبدگشایی جسد دختر، رحم، کوچک و خالی از جنین اعلام شده بود. با تحقیقات بعدی مشخص شد که پزشک در تشخیص حامله بودن دختر دچار اشتباه شده و دختر حامله نبوده است.

پدر در اعترافات و بازجویی ها انگیزه خود از ارتکاب قتل را حفظ آبرو و تصور ارتباط نامشروع دخترش با اجنبی قبل از ازدواج به دلیل نتیجه آزمایش اعلام می نماید.

چند پرسش:

۱- اشتباه پزشک و متعاقب آن جهالت و حماقت پدر، دختر را اسیر مرگ می کند در حالی که هیچ فرصت دفاعی به دختر برای اثبات عفت و بی گناهی خود داده نشد. بر مبنای یک تشخیص غلط فتوای قتل صادر و اجرا می شود. براستی تاوان این خون به ناحق ریخته شده را چه کسی و چگونه باید بپردازد.

۲- آیا در جامعه ای که افرادی از جنس این پدر با باورها و تعصبات نادرست و با انگیزه ها و دلایل واهی ریختن خون هم نوع خود را جایز می دانند، اعتقاد به حذف تبصره ۲ ماده ۲۹۵ ق.م.ا و مواردی از این دست معقول و قابل دفاع نیست، آیا وجود این مواد در قانون به معنای “دادن تیغ به دست زنگی مست” نیست.

۳- آیا ماجرای جنایت فوف الذکر به ما نمی آموزد که افراد در قضاوتهای خود مبنا را معلومات و یافته های یقینی قرار دهند و از پیش داوری ها و قضاوت ها بر پایه اطلاعات نادرست و مشکوک بپرهیزند تا چه رسد به آنکه خدای ناکرده آن اطلاعات را مبنای قتل قرار دهند؟

” والله العالم”

منبع : وبلاگ بازپرس

نوشته های مشابه

بستن