موازین قضائی

خانواده همسرم مرا فریب دادند

نویسنده :مجتبی زارع نوقابی

خانواده همسرم مرا فریب دادند وبیماری دخترشان را مخفی کردند ، اگر حقیقت را می دانستم هیچگاه با این دختر ازدواج نمی کردم.

موضوع و شرح ماجرا:

مهدی متولد 1366 در اواخر سال 1385 با زینب ازدواج کرد در چند ماه اول ازدواج رابطه ی آنان بسیار خوب و عاشقانه بود و خانواده های آنان نیز از اینکه می دیدند فرزندانشان ازدواج خوبی داشته و خوشبخت به نظر می رسیدند شادمان و مسرور بودند. اما چندی نپایید که روابط آنان به سردی گرایید تا آنجا که مهدی میل و رغبتی برای دیدن همسرش نشان نمی داد. زینب هم نه تنها برای حفظ و تداوم زندگی مشترک خود تلاشی به خرج نمی داد بلکه با رفتارهای سرد و انفعالی باعث شد تا شوهرش از او دور و دورتر شود . چندین ماه و چند سال سپری شد خانواده ی زینب بزرگان فامیل خود را به منزل پدر مهدی فرستادند تا او هر چه سریعتر تکلیف دخترشان را روشن کند . یا برایش خانه مهیا کند و زندگی مشترک را هر چه زوتر شروع نماید یا اگر قصد ادامه زندگی ندارد پا پیش گذاشته و مهریه و حق و حقوق زینب را بدهد و به طلاق توافقی از هم جدا شوند.

افشای بیماری زینب

مهدی که همه فشارها را متوجه خود می دید و تا به حال سکوت پیشه کرده بود و مدام به خودش امید داده بود که بیماری همسرش چندان جدی نیست و با پیگیری و معالجه درمان خواهد شد آخر سر با مشورت هایی که با پزشکان ومتخصصان زنان و زایمان انجام داده بود به کلی امیدش را از دست داد و تصمیم گرفت چیزی را که از همه و حتا از خانواده خودش مخفی کرده بود آشکار کند ، متاسفانه زینب دچار یائسگی زودرس شده بود ودر آینده نیز قادر به حاملگی نخواهد بود .

شروع شکایت

مهدی پس از پرس و جو و تحقیقات لازم به سراغ وکیل رفت .آقای وکیل ادعای مهدی را در قالب دادخواست فسخ نکاح به علت تدلیس و فریب در ازدواج تنظیم و تسلیم دادگاه نمود وبه طور خلاصه توضیح داد که حدود چهار سال است ازدواج کرده است . ازدواج او با زینب براین فرض استواربوده که دختری سالم و فاقد هر گونه عیب و بیماری را به همسری خود درمی آورد، اما پس از مدتی متوجه شده که رفتار همسرش مانند سایر دختران طبیعی نیست و چندان گرایشی به او نشان نمی دهد و پس از مراجعات مکرر به پزشکان متوجه شده همسرش هیچگاه حامله نخواهد شد و دچار یائسگی زودرس شده است. به همین دلیل و با توجه به اینکه بیماری زینب در زمان ازدواج مخفی نگه داشته شده و او در امر ازدواج فریب خورده است از دادگاه تقاضای فسخ نکاح دارد.

خوانده ی دعوا (زینب) به سؤالات دادگاه و ادعای خواهان پاسخ داد:

من هیچ تقصیر و خطایی نکرده ام همه ی حرفها و ادعاهای ایشان کذب است روزی که به خواستگاری من آمدند همه جور تحقیق در مورد من و خانواده ام انجام دادند در مورد بیماری که ایشان آن را این همه بزرگ کرده است گواهی از پزشک دارم که این بیماری چندان اهمیتی ندارد و به مرور زمان قابل درمان است اما متاسفانه ایشان از این موضوع سؤاستفاده کرده و فقط قصد دارد مرا از مهریه محروم کند.

زینب ضمن دفاعیاتی که در محضر دادگاه بیان نمود به این نکته اشاره کرد که قبل از ازدواج هم با مشکلاتی روبرو بوده و عادت ماهیانه اش مرتب و منظم نبوده و برای درمان به پزشکان متعددی مراجعه کرده و هیچکدام به حاد بودن بیماری اشاره ای نکرده اند و حتی توصیه کرده اند با مصرف مرتب دارو و مراقبتهای لازم درمان خواهد شد.

دادگاه برای احراز واقعیت و کشف حقیقت زینب را به پزشکی قانونی معرفی کرد پس از مدتی نظریه پزشکان اعلام شد مطابق نظریه کمیسیون پزشکی قانونی زینب از اوایل سن بلوغ دچار مشکلاتی در عادت ماهیانه بوده وهم اکنون نیز این مشکل وجود دارد نامبرده به یائسگی زودرس مبتلا شده و درمان آن طولانی و و به مراقبتهای ویژه نیاز دارد و با این وضعیت حاملگی وی نیز امری دور از انتظار خواهد بود.

نتیجه ی رسیدگی و حکم دادگاه:

اگر چه برای دادگاه بیماری زوجه ثابت و مشخص شد که در زمان عقد نکاح زینب و خانواده اش با وجود اطلاع ازاین بیماری ،موضوع را به خانواده پسر نگفته و آن را مخفی نگه داشتند اما از آنجا که آنان اطلاع کاملی از عواقب این بیماری نداشتند و گمان می کردند پس از ازدواج زینب ،این مشکل رفع خواهد شد ، و همچنین در امر ازدواج و جلب نظر خانواده داماد هیچگونه حیله و تقلبی بکار نبرده بودند، ادعای زوج به جهت فریب و تدلیس در ازدواج پذیرفته نشد و مردود اعلام گردید.علاوه براین بیماری زوجه، که یکی از بیماریهای خاص زنان به شمار می رود جز آن دسته از عیوبی نیست که اگر ثابت شود زن به آن بیماریها و عیوب مبتلا می باشد باعث فسخ نکاح شود .

پیشگیری مقدم بر در درمان است

بهترین راه برای جلوگیری ازبروز این مشکلات داشتن صداقت و صراحت است. ازدواج امری مقدس ومهم است و هر کدام از زوجین بایستی تمام اوصاف و شرایط خود را قبل از ازدواج به دیگری اعلام کند .هیچ نکته ای نباید پنهان و مخفی بماند چه زن و چه مرد وظیفه دارند بیماریها و عیوب خود را به اطلاع طرف مقابل برسانند.ممکن است مخفی نگه داشتن یک عیب یا بیماری از نظر قانونی با مانع خاصی روبرو نباشد اما مسلما از دیدگاه اخلاقی و عرفی امری مذموم و ناپسند تلقی می گردد.

منبع : حقوق خانواده به زبان ساده

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن