موازین قضائی

منع اشتغال همسر

نویسنده :مجتبی زارع نوقابی 

جلسه ی دادگاه در ساعت و وقت مقرر شروع شد . اولین سوال قاضی از ابراهیم این بود

” خواسته ی شما چیست و چه دلایلی دارید؟”

ابراهیم پاسخ داد

در دادخواست خود همه ی مطالب را توضیح داده ام بنده از اولش هم با اشتغال به کار همسرم مخالف بودم الان هم در محضر دادگاه اعلام می دارم به هیچ عنوان راضی نیستم تا همسرم سر کار برود. به شکر خدا از نظر مالی مشکلی ندارم و تا به حال هم هر چه همسرم تقاضا نموده اند برایشان فراهم کرده ام و به حقوق و در آمد ایشان هیچ نیازی ندارم.

علت مخالفت شما با شغل همسرتان چیست؟

– ایشان آنطور که باید و شاید به وظایف خودش عمل نمی کند وقتی من خسته و کوفته از بیرون به منزل بر می گردم زنم بر خلاف انتظار نه کارهای داخل خانه را انجام داده ونه به من رسیدگی و توجه کافی دارد . محیط خانه به هم ریخته و شلوغ است اکثر اوقات ایشان توقع دارند که من از بیرون غذا ی آماده تهیه کنم و حاضر نیستند آشپزی نمایند چون خانم سرکار می روند و شاغل اند چیز دیگری که خیلی برایم اهمیت دارد و خانم ابداً به آن توجهی ندارد مساله ی بچه است الان چهار سال از زندگی مشترک ما گذشته است وهر دو نفرمان برای بچه دار شده هیچ مشکلی نداریم اما خانم به این بهانه که اگر بچه دار شویم به آینده ی شغلی من لطمه وارد خواهد شد حاضر به حاملگی نیست.

مینا همسر ابراهیم از قاضی اجازه خواست و در جواب ادعای شوهرش گفت:

موضوع بچه دروغ است مشکل از خود این آقا است آزمایشات پزشکی موجود است دکتر گفته ایشان ضعف باروری دارند و باید تحت درمان قرار گیرند کدام زنی است که بچه دوست نداشته باشد خودم ایشان را دکتر برده ام و باز هم حاضرم در این جهت تلاش کنم .

آقای قاضی ایشان روزی که به خواستگاری من آمده بودند از وضعیتم خبر داشتند ومی دانستند که پس از پایان تحصیلاتم شاغل خواهم شد و حتی مرا تشویق کردند که سرکار بروم این بی انصافی است که این همه مدت برای حفظ زندگی خانوادگی تلاش کنم و همه ی کارهای داخل خانه را هم انجام بدهم و برای ایشان هیچ کم و کسری نگذارم اما حالا ادعا کنند من وظایف همسر داری را خوب انجام نداده ام .

شما دستور دهید از همسایه ها و آشنایان من و همسرم تحقیق کنند تا معلوم شود هیچ کوتاهی و قصوری از طرف من نبوده وظایف خود را به عنوان یک زن به نحو احسن انجام داده به طوری که خیلی ها حسرت زندگی ما را می خورند .

ابراهیم بدون اینکه از قاضی دادگاه اجازه بگیرد حرف همسرش را قطع کرد و با عصبانیت گفت

خانم محترم چرا دروغ می گویید شما کی وظایفت را دقیق ودرست انجام دادی شما بیشتر اوقات سرکار هستی وقتی هم برمی گردی خسته و بی حوصله ای اگر هم گپ وگفتی داری تلفنی با دوستان و همکاران خودت صحبت می کنی اگر هم گله و شکایتی بکنم فورا حقوق و شغلت را به رخم می کشی یادت نرفته همین سه ماه پیش بود آنقدر سر و صدا و داد و فریاد کردی که همسایه ها متوجه شدند و بعدش هم قهر کردی و رفتی خانه پدرت.

قاضی به ابراهیم تذکر داد که نظم جلسه را رعایت کند و بدون کسب اجازه صحبت نکند.

مهین ادامه داد من شغلم را دوست دارم پرستاری برای یک زن بهترین شغل است و به خاطر بهانه گیریهای ایشان حاضر نیستم از کارم صرف نظر کنم .

گفتگوهای زن و شوهر همچنان ادامه داشت و قاضی دادگاه با سوالات مختلف تا حدودی علت اختلاف را روشن کرد . آنچه مسلم بود زن و شوهر به خواسته های همدیگر توجه کافی نداشتند. مرد بر این باور است که همسرش شاغل و از درآمد کافی برخوردارشده وخود را از نظر مالی به شوهر وابسته نمی داند . و زن هم تصور می کند حالا که شاغل و از نظرمالی مستقل شده است لازم نیست مانند سایر زنان خود را وقف شوهر و کارهای همیشگی و تکراری منزل نماید.. اینگونه تصورات موجب شده تا زن و شوهر از همدیگر فاصله گرفته هر کدام راهی در پیش بگیرند که انتهای آن نامعلوم ومبهم است.

مطلب جالب توجه دیگری که در جریان دادرسی کشف شد این بود که ابراهیم در واقع مخالفتی با شغل همسرش نداشت و خودش به مهین کمک کرده بود تا تحصیلاتش را به پایان رسانده و در یکی از بیمارستانهای معروف شهر به عنوان یک پرستار موفق مشغول به کار شود . درآمد و حقوق دریافتی مهین هم قطعاً در پیشرفت امور خانواده موثر بود و این مطلب برای ابراهیم که یک مرد است کاملا روشن بود اما چون اختلافات زن و مرد بالا گرفته بود و مهین با مطالبه ی قانونی مهریه ،ابراهیم را تحت فشار قرار داده بود ابراهیم هم برای اینکه در جریان این نبرد خانوادگی برگ برنده ای بدست بیاورد تقاضای منع اشتغال برای همسرش کرد.

رای و نظر دادگاه

بر اساس ماده 1117 قانون مدنی “شوهر می تواند همسر خود را از شغلی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.”

در موضوع مورد اختلاف دادگاه به این نتیجه رسید که :

اولاً شغل خوانده دعوا با شان خانودگی و حیثیت هم مرد وهم زن منافاتی ندارد و اینگونه مشاغل که زنان زیادی در جامعه به آن اشتغال دارند عرفا مورد پذیرش و نیازجامعه می باشد و باعث افتخار یک زن است که در مقام یک پرستار به بیماران و نیازمندان کمک نماید.

ثانیاً دادگاه بر این عقیده است که خوانده در مقام یک همسر وظایف مربوط به شوهرداری را به نحو معمول انجام داده و کوتاهی و قصوری که ناشی از اشتغال به کار زن باشد از جانب خوانده احراز نشد . بنابراین دادگاه حکم بر بی حقی خواهان آقای ابراهیم صادر کرد.

منبع : حقوق خانوده به زبان ساده

نوشته های مشابه

بستن