چکیده جلسه پنجم دوره جامع آموزش مجازی، بیع و خیارات؛ سیر مبانی تا آثار
تمایز بیع و هبه معوض
الف) توازن در ارزش اقتصادی دو عوض:
محور اصلی بیع، تملیک و تملّک متقابل است به نحوی که دو مال در تقابل و معاوضه با یکدیگرند؛ اما در هبه معوض، معاوضه میان دو فعل بخشش (بخشیدن این طرف در برابر بخشیدن آن طرف) است، نه میان دو مال.
ب) تقابل یا عدم تقابل یکسان تملیکها: در عقد بیع، با تملیک مبیع توسط فروشنده، خریدار استحقاق تملک ثمن را به صورت متقابل و در لحظه انعقاد عقد پیدا میکند و تملیک متقابل در لحظه انعقاد عقد تثبیت میگردد، اما در هبه معوض، واهب به مجرد تملیک عین موهوبه به متهب، مالک عوض نمیشود؛ بلکه تنها پس از آنکه متهب در راستای وفای به شرط، مال را به واهب بخشید، واهب مالک آن مال میشود.
تمایز بیع و قرض
اشکال: تعریف بیع به «تملیک عین به عوض» شامل قرض نیز میشود. زیرا قرض هم اینگونه است: «تملیک عین به عوض».
پاسخ: ضمان قرض، از جنس ضمان ید است؛ لیکن ضمان بیع، ضمان معاوضی است. ضمان معاوضی تابع پیمان طرفین و معطوف بر عوض قراردادی است؛ ولی ضمان ید، تابع قانون و ضابطه مثل یا قیمت است.
تمایز بیع و اجاره
در مورد اجاره نیز، تعریف بیع مانع اغیار است؛ زیرا بیع، تملیک عین به عوض است، حال آنکه در اجاره، موجر منفعت را تملیک میکند، نه عین را.
اشکال: اگر مستأجر عینی را بهعنوان مالالاجاره تعیین کند، در مقام پرداخت، آن عین را به موجر تملیک میکند، که این تملیک عین به عوض است و از اینرو، تعریف بیع شامل اجاره نیز میشود و مانع اغیار نیست.
پاسخ: تملیک از سوی مستأجر در اجاره، امری ضمنی است و محور اصلی در اجاره، قبول تملّکی است که موجر (با تملیک منفعت) انجام میدهد
