دوره جامع آموزش مجازی، بیع و خیارات؛ سیر مبانی تا آثار (جلسه چهارم)
اشکالات بر تعریف شیخ انصاری از بیع:
شمول تعریف نسبت به صلح معوض
ناقد مدعی است که تعریف شیخ انصاری از بیع بهعنوان «انشای تملیک عین به عوض بر وجه تراضی» مانع اغیار نیست؛ زیرا این تعریف شامل صلح معوض نیز میشود. در صلح معوض، دو طرف دعوا با یکدیگر مصالحه میکنند و این عمل حقوقی نیز تملیک به عوض است، حال آنکه ماهیت آن صلح است، نه بیع.
پاسخ: تفاوت در عنصر سازنده
ماهیت صلح هرگز تملیک عین به عوض نیست؛ بلکه تسالم (توافق و سازش و رفع نزاع) است که در چهره ها و قالب های مختلف تجلّی پیدا می کند. این رفع خصومت در هر مورد اثری خاص دارد: گاه تملیک عین، گاه تملیک منفعت، گاه تملیک انتفاع، گاه اسقاط حق، و گاه عقد مستانف.
شمول تعریف نسبت به هبه معوض
در هبه معوض، هر یک از طرفین ملکی را به دیگری میبخشد به شرط تعویض، که این تملیک عین به عوض است، اما حقیقت آن هبه است، نه بیع.
پاسخ: تفاوت در رکن مقوّم
حقیقت بیع، تملیک عین به عوض است و محور اصلی آن معاوضه است، بهگونهای که میان عوض و عین، تقابل و موازنه اقتصادی و معاوضهای مستقیم برقرار میشود. اما در هبه معوض، عوض در برابر مال موهوبه قرار نمیگیرد، بلکه در مقابل فعل بخشش است، نه خود مال بخشیدهشده. توضیح و تحلیل تفاوت های دیگرِ بیع با هبه معوض و با سایر عقود تملیکی به جلسات آینده موکول می گردد.
